غلامعلى صفايى

339

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

« أقلّي اللوم عاذل و العتابن * و قولي إن أصبت لقد أصابن » « 1 » شاهد : در الحاق تنوين ترنم به فعل « أصاب » و اسم « العتاب » و عدم اختصاص الحاق آن به اسم است . تركيب شعر : « أقلي » فعل امر مخاطب مؤنث و « اللوم » مفعول آن و « عاذل » منادى مرخم « عاذلة » به معناى ملامت‌گر است و « العتاب » عطف بر « اللوم » است كه به جهت مفتوح بودن حرف آخر آن ، به حرف اطلاق الف تبديل شده و سپس حذف گرديده و به جاى آن تنوين ترنم آمده است و همچنين در فعل « أصابن » كه در اصل « أصاب » است و « قولي » عطف بر « أقلّي » فعل امر مخاطب مؤنث و « إن أصبحت » جمله شرطيه مىباشد كه جواب آن به قرينه « أقلي » محذوف است و كل جمله شرط و جواب ، جمله معترضه است زيرا جمله « لقد أصابن » مقول و مفعول « قولي » است . معناى شعر : « كم كن ملامت را - اى ملامت‌گر - و تندى را ، و بگو - اگر اصابت كردم - يعنى واقع را گفتم - محققا واقع را گفت » . و اين تنوين همان‌طور كه گفته شد به حروف نيز ملحق مىشود ، مانند : « افد التّرحل غير أنّ ركابنا * لمّا تزل بركابنا و كأن قدن » « 2 » شاهد : در الحاق تنوين ترنم به حرف « قد » است . معناى شعر : « نزديك شد كوچ‌كردن إلّا اينكه شتران ما هنوز برنخاسته‌اند از منزلگاه ما و گويا به زودى برمىخيزند » . و زاد الأخفش : أخفش و علماى علم عروض ، تنوين ديگرى بر پنج تنوين قبل ، اضافه كرده‌اند و اسم آن را تنوين غالى ناميده‌اند و آن تنوينى است كه در اشعار به آخر كلمه مصرع اول و يا آخر كلمه مصرع دوّم در هنگامى كه داراى قوافى مقيده هستند ملحق مىشود . قوافى مقيده عبارت است از قوافى اشعارى كه حرف آخر

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 763 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 46 ، الإنصاف : 2 / 655 ، همع الهوامع : 2 / 80 ، شرح ابن يعيش : 9 / 29 ، الكتاب : 2 / 358 ، شرح الاشموني : 1 / 31 . ( 2 ) - ر . ، شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 91 .